X
تبلیغات
رایتل

هر وقت این جا می نویسم این حس رو دارم که دارم غرق میشم و نوشتن در این وبلاگ شبیه دستی هست که از سطح آب بالا میاد و کمک می خواد . نه از آدمایی که این جا رو می خونن مطلقا نه  نوشتن کمکم می کنه با خدا حرف بزنم . احساس خستگی مزمنی دارم . دلم می خواد به زندگی عادی خودم برگردم . از این آدم ها و دنیای اونا خسته شدم . اگر دست خودم بود... زندگیمو از نو می زدم زمین و می ساختم . حوصله ناز کشیدن و ناز خریدن ندارم . دلم می خواد آدما من  رو به حال خودم رها کنن. دلم می خواد الان رو ی یه تپه بادگیر باشم و باد لای حلقه های موهام بپیچه . جایی که مهم نباشه زشتم یا زیبا . جوانم یا پیر ... دلم شبیه دل هیچ آدمی نیست شبیه دل گل های وحشیه . گل هایی که توی شیب یه درّه روییدن و فقط توی بهار دیدنی هستن بعد به کلّی گم میشن و فکرمی کنی مردن ولی نه بر می گردن این بار زیباتر از قبل ...

برچسب‌ها: گل، دره، زیبایی، زن، زندگی، عشق

[ یکشنبه 8 مرداد 1396 ] [ 18:50 ]

[ | چاپ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه