X
تبلیغات
رایتل

باورم نمی شد هرگز از زیبایی یک اثر به گریه بیفتم . افتادم .قدرت موسیقی این قدر بالا بود که نتوانستم کتاب دوست داشتنی ای را که در دست داشتم ادامه بدهم چشم هایم را بستم و متوجه شدم دانه اشک از گوشه چشم راستم فرو می افتد . در این حرف هیچ اغراق و گزافه گویی وجود ندارد . مطلقا عین حقیقت است . موسیقی حتّی بی آن که درک کنم که خواننده چه می خواند می تواند این کاررا با من بکند و فکرکردن به این که می توانم در حضور موسیقی کار دیگری انجام بدهم دیوانگی است ... و همچنین فکرکردن به این که می توانم شخصیتم را تغییر بدهم جوری که مورد پذیرش عامّه باشم هم چیز ابلهانه ای است . زنی که در وجود من زندگی می کند حاضر نیست دست از آرمان خواهی بردارد . نمی تواند به هیچ وجه نمی تواند از خواندن و نوشتن دست بردارد و مثل یک آدم عاقل درباره  نرخ ارز یک مکالمه منطقی داشته باشد خیلی پیش می آید که در میان کلام طولانی دیگران ذهن من حضور خود را از دست می دهد و ناگهان سراز جایی مثل سواحل سانتورینی درمی آورد . تنها چیزی که می خواهم امکان نوشتن و فکرکردن و دوست داشتن است ... 


* عنوان از ریشارد واگنر

[ پنج‌شنبه 19 مرداد 1396 ] [ 12:11 ]

[ | چاپ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه