مدام خودمون رو گول میزنیم. از اولین باری که محبوب ومطلوبمون رو ازمون میگیرن هزار جور ترفند و حیله ناخودآگاه به کار میبریم تا تحمل نداشتنش برامون ساده بشه. چنان زنجیرهای از خودفریبی به دور خودمون میبافیم و چنان اسیر و گرفتار هزارتوی ساختگی خودمون میشیم که تا مدتها یادمون میره مطلوب اولیه که از دست رفته چی بوده… مطلب ومقصودی که فقط در وصال اون آرام میگیریم
یاد مطلبی افتادم، خوابهام رو برای مشاورهم تعریف کردم، گفت سوگ مرگ خالهت برات حل نشده.
باورم نمیشه. ۶ سال گذشته.
خدا رحمتشون کنه متاسفم
تو وبلاگ خودم نوشتم:برای خودم
لی لی روان پزشک نوشته با هزارتا ترفند سعی داریم ارزش خواسته هامون را که فکر می کردیم هوس بودند ولی برای ما نفس بودند کم ارزش جلوه بدیم تا کمتر دل مون بهونه بگیره.ادبیات لی لی طوریه که شعر معین هم همون را میگه ببین !همچی آش دهن سوزی هم نبود.
خواستگاری داشتم که ازدواجم با اون رخ نداد برای اینکه از ذهنم بیرونش کنم با خود گفتم همچین آش دهن سوزی هم نبود از ارزش اون کاستم تا دلم را آروم کنم.چه بسیار خواسته هایی که امکان رسیدن به اونا را نداریم؛میگیم مالی هم نبود.نشد که نشد.بهتر.
برای من نوشتی:«برای من هوس بود » ولی من برای تو نوشتم :« برای من نفس بود ».
چه قدر قشنگ نوشتین چه قدر من سختم بود بنویسم
برای من نوشته
گذشته ها گذشته
تمام قصه هام هوس بود
«برای او نوشتم
برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود»
گاهی هم هیچی برای هم ننوشتن
من این اواخر دارم فک میکنم که واقعا در وصال اون مطلوب اروم خواهیم گرفت؟ ما از بدو تولد کلی خواسته داشتیم به هر کدوم رسیدیم بازم چیز دگ خواستیم.. شاید این مطلوبی ک الان دور از دسترسه مث همون عروسک کودکیه که بعد یه مدت دیگه تکراری شد و مث همون قبولی تو دانشگاهیه که حالا دیگه مایه خوشحالی و رهایی ما نیس.. شاید فک میکنیم چون بزرگسالیم دغذغه هامون جدیه اما اگه همه چیز عین همون عروسک یه اسباب بازی باشه چی؟.. من در حسرت وصال چیزهایی میسوزم اما جدیدا دارم شک میکنم که ایا واقعا بعد رسیدن بهشون به ارامش خواهم رسید؟ ادمیزاد هراونچه که ازش دوره رو میپرسته و بعد که بش رسید و به تمام موجودیتش اشراف پیدا میکنه همه شکوهش فرو میریزه..مخصوصا اگ اون مطلوب یک «ادم» باشه و دارک سایدهاشو ببینی کم کم .. تلاش برای رسیدن به مطلوب خ زیباس اما شاید غصه خوردن و حس پوچی داشتن در روزهای دوری بعدا پشیمونی های بزرگ به بار بیاره..
کاملا درسته نکته اینه که منشا پریشانی رو الان با سطح تفکر امروز بشناسیم و مساله وصل اون مطلوب رو به جای پشت دفاع قایمکردن حل و فصل کنیم
سلام.درسته.به نظر من این یه مزیته وگرنه آدم ها چطور میخواستن همه ی ناکامی ها و تلخیای زندگی رو دووم بیارن؟
سلام تا حدودیش که اشراف داریم که چه کار داریم میکنیم مزیته ولی اگر ناآگاهانه باشه و باعث بی قراری فکری ما بشه و رد رو گم کنیم نمیدونم