نگاه کنید اگر پدر ومادر نتونن بین برآورده کردن نیازهای بچه و ناکام کردنش تعادل برقرار کنن ( یا همش برآورده بشه یا کلا سرد باشن و هی بچه رو نادیده بگیرن) یا اگر نتونن خودشون به عنوان یه ایده ال ذهنی برای بچه نقش ایفا کنن و بچه نتونه بهشون افتخار کنه یا اون قدری افتخار آمیز باشن که هیچ وقت بچه ناکامی رو حس نکنه از نظر دوست عزیز و مهربان از دست رفتهام کوهات زمینه اختلالات روانی از جمله خودشیفتگی بیمارگونه در بچه تقویت میشه و تا وقتی بچه از بیرون تحسین بگیره حالش خوبه ولی همین که مورد انتقاد قرار گرفت کاملا به هم میریزه….یا افسرده میشه یا خشمگین وعصبی….
پ.ن.۱:
یه نفر هم اومده نوشته برای گربهای که تصادف کنه ناراحت میشم ولی برای خودکشی جوجه پزشکا نه!
خلاصه که عزیزم ببین کجای زندگی اشتباه کردی که این قدر قلبت تیره شده و… کلا بیایید همه با هم بریم پیش تراپیست
پ.ن.۲:
به خانم یا آقای دانیال« ممنون از وقتی که گذاشتین و اطلاعات خوبتون»
نه همه سرماخوردگیها مثل هم درمان میشن نه همه اختلالات روانپزشکی و اصلا هم هدف مقصر شمردن کسی نیست به ویژه پدر و مادر. یک تئوری تلاشی برای بیان یک مساله است و ممکنه موفق باشه یا نباشه. یک تئوری ممکنه واقعیت را درست بیان کنه یا نکنه. روانپزشکی علمی چند رشتهایه و یکی از اجزاش همروان درمانیه ولی روان درمانی در اصل پیشه روانشناسان عزیزه که معمولا با مبانی فلسفی هم آشنا هستند. حتی خیلی از پزشکان امروز با این مبانی آشنا هستند. پس کمی امیدوار باشیم به پیشرفت بشری
امروز ترجمه سروش حبیبی شیاطین «جن زدگان» داستایوفسکی رو خریدم. دیشب فکر میکردم چه چیزی سرخوشم کرده یهو یادم افتاد که فکر خریدن یه کتاب از داستایوفسکی :))) واقعا چند درجه خلقم رو بهتر کرده رفتن به کتابفروشی. با این که نسبتا مشکلاتم زیاده هنوز کیف کتاب خوندن رو دارم.برای خودم هم عجیبه.
امروز داشتم درباره تست شخصیت stipo میخوندم توش هی گفته بپرس ببین مراجع در ۵ سال اخیر رابطه دوستی عمیق و اینا داشته یا نه و توضیح هم بده و دست کم دو نفر رو نام ببره . من همهاش اون گزینه بودم که سوال حذف میشد. شرمنده پروفسور کرنبرگ شدم.