اومدم بگم چرا وبلاگ قره بالا جان و گیل پیشی نیستن یادم اومد که خودم از همه بیشتر غیب میشم و بهشون حق میدم که هر از گاهی از فضای مجازی مرخصی بگیرن.
امروز واقعا ناخوش بودم و نمیتونستم برم مطب ودرمانگاه. کسل و بیرمق وبیانرژی بودم . دیشب خیلی بد خوابیدم و کابوس دیدم که دارم میرم یه بیماری رو ببینم هی سر راه مشکلی پیش میاد و نمیرسم و جالب که جای رزیدنتهای هم دوره یکی از دوستان دوره عمومیم که دیگه پیداش نیست همراهم بود.
به ما یاد ندادن که کسی که از نظر ما بااستعداد یا زیبا یا اصیل نیست ممکنه همه اینها باشه و شایستگی موفقیت را داشته باشه. این که همه جا فکر میکنیم چون فلانی به نظر ما به قدر کافی خوب نبوده نباید به موفقیتی که ما آرزوش رو داریم برسه به خاطر اینه که هرگز تردید نمیکنیم در این مساله که اون فرد چه قدر روی بهره وریش از ساعات و ثانیهها کار کرده.
پ.ن: فقط من رو ببرین او یه مزرعه دور شبیه اون مزرعه که جودی ابوت رو تابستونا میفرستادن و اسمش رو یادم نمیاد ؛ بقیه تابستون رو بگذرونم. نه در واقع بقیه عمرم رو …اصلا نمیخوام برگردم. همونجا سرماخوردگی میبینم اصلا….
نمیدونم شما هم مثل منید یا نه. حس میکنم گفتن از خودم هم دیگه فایدهای نداره.
سلمان اختر میگه انتقام با کینه جویی فرق داره . انتقام یک باره و خودآزارانه نیست ولی کینه جویی فرایند مداومیه و جنبه مازوخیستی داره یعنی خود فرد همآسیب میبینه چون نمیتونه کسی روکه بهش آسیب زده ببخشه. هر دو تا ویژگی رو هم نارسیستیک میدونه.
نمیدونم چرا اهل علم در ایران به جز دکتر مکری جنتلمن ، یه جوری ادایی هستن که نمیشه بهشون اعتماد کرد ولی مثلا همین سلمان اختر رو ببین که اینا به گرد پاش هم نمیرسن مثل ماه میمونه با این سن نشسته برای هندیها ویدیوی آموزشی میذاره تو یوتیوب…