خسته شدهام؛ از همه چیز خسته شدهام حتی از نوشتن. کم کم شک به دلم افتاده که اصلا راهی برای درمان این همه رنج وجود داشته باشد.یک مشت چیز دور خودم جمع کردم تو این چند سال که مثلا درس بخونم و پیشرفت کنم ولی واقعا انگار دیگر هیچ وقت نمیشود که با فراغ بال ودرست درس بخوانم یا حتی کتابی چیزی بخوانم. از این روزمرگی خستهام و جرات رفتن به مرحله پرچالشتری را هم ندارم…