صبح خیلی زود بیدار شدم و یهویی یادم افتاد اون وقتی که اینترنت نبود این جور وقتها کتاب داستان میخوندم. چه حس خوبی داشت در روشنایی اول روز از همه دنیا بیخبر تو عالم داستان غرق شدن و فراموش کردن همه چیز
واقعا این بی خبری فوق العادست منم اگر صبح زود بیدار بشم می نویسم و تو سکوت کیف دنیا رو میبرم و کتاب میخونم قبلا زیاد صبحا گوشی دست میگرفتم اما الان ترجیح میدم از سکوت شهر و خونه استفاده کنم
واقعا زندگی بدون موبایل و اینترنت هم صفای دیگری داشت.
زمان مال خودت بود
زندگی خ جدی شده و پر از دغدغه
وای خیلی
واقعا این بی خبری فوق العادست
منم اگر صبح زود بیدار بشم می نویسم و تو سکوت کیف دنیا رو میبرم و کتاب میخونم
قبلا زیاد صبحا گوشی دست میگرفتم اما الان ترجیح میدم از سکوت شهر و خونه استفاده کنم
چه کتر خوبی میکنید من هم باید تمرین کنم
چه کار خوبی می کردی !آفرین عزیزم
خدا را شکر که این خاطره خوش از ذهنت عبور کردوتو باعث افتخاری.
افتخار به دوستی با شماست