این صبح چرک ولی آرام تابستان بهترین ثانیهها و دقایقیه که امروز تجربه میکنم. هیچ کس دور و برم نیست و حرف نمیزند. حتی خلوت به قدری جدیه که میشه کتاب هم خوند. ای کاش میشد برای نسخه بیست ساله خودم پیام بفرستم و بهش بگم در نهایت به هیچ کدام از آرزوهای خیلی بزرگت نمیرسی پس با آرامش از جوانیت لذت ببر. به هیچ چیزی و هیچ کسی اون قدری اطمینان نکن که رها کردنش برات گران تمام بشه و درخشان و زیبا و معمولی باش.
کلا دگ دست و پا زذن فایذه نداره.. به نظرم زندگی جریانی قدرتمند تر از آرزوهای ماس و راه خودشو میره
خیلی قدرتمندتر از این که عمر رو صرف مقابله باهاش کنیم
همه ثانیه ها ودقایق روزات شاد و راضی باشی.
ممنونم قلب بزرگ مهربان
باید این جمله رو قابش کرد. به هیشکی و هیچ چیز اونقدر اعتماد نکن که رها کردنش برات گرون تموم بشه. معمولی باش.
من هم متاسفانه دیر فهمیدم