روز این جوریه که وقتی کارا سر وسامون میگیرن ودستت آزاد میشه باید بگیری بخوابی تا صبح هم بتونی بلند شی بری سر کار…
پ.ن.۱:
تقریبا هر راهی که دوستانم برای کمک بهم به کار میگیرن رو ناخودآگاه خراب میکنم.انگار یه چیزی در وجودم هست که میگه تو حق نداری موفق بشی
پ.ن.۲: کتاب امیر تهران تکست رو با نصف قیمت جعفری نوین میده ولی باز هم گرونه. باید عادت کنم ایبوک بخونم.شما با ایبوک ارتباط برقرار میکنید؟
پ.ن. ۳:
کاش یکی شب برام قصه میگفت. چرا بزرگ بودن این قدر سخته؟