خوشحالم که تابستون گذشت و از الان نگرانم که تابستون بعد بیاد و من باشم. واقعا سخت وگرم و سوسکی گذشت. فقط همه سرمایهام روخرج کردم و هیچ درآمد مفیدی نداشتم. چیز تازهای یاد نگرفتم.سفر نرفتم و تفریحی نداشتم . دنبال سلامت و تندرستی خودم هم نرفتم و فقط غر زدم و خستگی کشیدم. روی چیزهای اشتباهی سرمایه گذاری کردم. زیاد حرف زدم کم گوش کردم.
امیدوارم مثل پاییزهای قدیم درسخوان بشم و برنامه ریزی کنم. از اون برنامهها بنویسم که تو دانشکده برای کل گروهمون مینوشتم واسه درس خوندن و هممون نمره عالی میگرفتیم… یه کمی از عادتهای بدم دور بشم. برسم به جایی که از خودم شرمنده نباشم…اون قدر کار کنم که از خریدن چهار تا چیز برای خودم عذاب وجدان نگیرم…
وقتی به سی امین (30) ماه آذر رسیدیم برامون بنویس پاییز را چگونه گذراندی.گرچه خودمون هم می تونیم همه یاد داشت های این سه ماه را بخونیم.جالبه که پاییز را دوست داری .برگ ریزونش برات جالبه یا شروع سال تحصیلی؟من هنوز متوجه نشده ام که چرا زمستون را بیشتر دوست دارم.
پاییز خیلی سختی داشتم این قدر که تنگی معیشت فشار آورد بهم ولی دنیا قشنگ بود
پاییز خوبی پیش روی تو باد عزیزم
برنامه های دقیقی اجرا کنی و در نهایت شاد و راضی باشی.
تا تابستان آینده انرژ فراوانی ذخیره شود در وجودت که با آغوش باز پذیرای گرما شوی، عزیزم.
قطار زندگیت بر ریل همواری به سوی شادی ها و موفقیت در حرکت بادا
دوست داشتنی ترین خانم زیبای جهان
ممنونم امیدوارم برای شما هم پاییز خوبی باشه
ایشالا به بهترین نحو بگذره
همینطور برای شما عزیزم