صبح رفتم بازار انقلاب یه مدرکی رو قاب بگیرم.
یه دور الکی هم تو بقیه بازار زدم و بعد تاکسی گرفتم وبرگشتم مطب.
تا وقتی مریض اومد و ظهر هم برگشتم خونه.
رژیم رو شکستم هم کباب خوردم هم عصر نان شیرینی و چای.
نشستم عکسهای اینستاگرام بچهها رو نگاه کردم.
ساعت مچیم روتوکیفهام پیدا کردم.
سوالهای بی انتهای یه بیمار وسواس رو جواب دادم
غصه خوردم شدید
این کیفی که از لوریکا خریدم اندازه غوله استحکام دستهاش هم پایینه وسنگینم میشه
فکر کردم اگه الان خونه زندگی خودم روداشتم چه حسی داشتم
تقریبا تصمیم گرفتم فقط سه روز برم مطب
در مورد کارواجیو خوندم و به ریپلی فکر کردم
حساب کردم برای کنگره پول ندارم
سلام سلام
اگه قلاب بافی بلدید پایه هستید یه کیف کوچولوی خوشگل ببافیم؟
سلام من قلاب بافی در حد زنجیره و شکوفه بلدم خوشحال میشم یاد بگیرم