زیاده عرضی نیست. نمیدونم باید چی کار میکردم تو زندگی که کار درستی کرده باشم ولی خوب هرچی بوده نکردم.
پ.ن.۱:
همه رفتن مسافرت یا میخوان برن.
پ.ن.۲: من گفتم نمیخوام پزشک بشم وقتی ۱۸ ساله بودم این روگفتم ولی مشکل این بود که نمیدونستم که خوب پس چی کار کنم اگه پزشکی نخونم.
سلام خانم دکتر
اکثر دهه ۵۰ و ۶۰ اینجوری تحت فشار درس خوند عیناً خودم، با دستور والدین یکی از تاپترین رشته های مهندسی تا فوق لیسانس خوندم، در یک ارگان سطح بالا پست خوب گرفتم بیست سال کار کردم طوریکه سال سوم توکل ارگانها نمونه شدم، از سال ۱۶ به بعد ریپ می زدم دیگه از دنیا متنفر بودم بعد چهار سال اومدم بیرون و دو سال نشستم کار مورد علاقه ام را خواندم و مطالعه کردم و الان دیگه دختر محبوب والدین نیستم، دختر مورد علاقه خودمم. دخترم دهه ۸۰ بدنیا اومده درسش هم خوبه و کلی کارهای جانبی بلده، میگه مگه جونم را از سر راه آوردم برم رشته مهندسی یا دانشگاه سراسری.
سلام مهشید جانم میفهمم این دختر مخبوب والدین نبودن چه قدر سخته. به نظرم واقعا خیلی باهوش بودین که راه فرار رو پیدا کردین امیدوارم هم خودتون هم دختر گلتون به خواستههای قلبیتون برسین
پزشکی بخونیم که پدر و مادر به نوع تربیت خود ببالند.من هم عصبانی شده بودم که میگن باید فلان کار را بکنی چون میتونی.کاش مث اونا بودم که نشون ندادن می تونند.
اما پزشک شدن شما باعث مسرت منست هرچند رنج اش بر شما تحمیل شد .تاریخ سفر را مشخص کنید تا با هم برویم.بفرمایید کجا مدنظر تان است.
کاش میتونستیم باشیم ولی بیشتر بچهها نمیدونن چی کار کنن این مایه افتخار منه که شما من روپزشکحساب میکنید. عزیزم کاش میشد واقعا سفر رفت. میخواستمکنگره را بروم تهران ولی انگار تداخل داره با برنامه شیفتهام
خوبه که لااقل گفتید توی ۱۸ سالگی. من که توی مغزم فرو کرده بودن چون خواهر برادرت پزشکن باید تو هم بشی. منم گفتم چشم. پشیمون نیستم ولی خوشحال هم نیستم راستش. نسل ما بلد نبود حرف بزنه ،فکر کنه، تصمیم بگیره. بلد بود بگه چشم. لعنت به این نوع تربیت.
خانم دکتر چندین سال رو مثل بلدوزر کار کردم و الان حدود یک ماه میشه کاملا تفریحی و ازسربازکنی میرم سرکار و واقعا حالم بهتره. میخوام این چند ماه مونده از سال رو همینطوری کار کنم بلکه ترمیم جسمی و روحی بشم. حالا قسطها و مشکلات مالی برام پیش میاد ولی دیگه چاره ای ندیدم. شاید اگر شما هم چند وقت دور بشید از فضای کار و به استراحت و کافه و کتاب و خواب و اگر شد سفر بگذرانید بد نباشه.
خیلی باهاتون موافقم. من هم همچین خانوادهای داشتم ولی واقعا الان نیاز دارم کار کنم. هر چی داشتم خرج مطب شده… دنبال یه سفر خلوتم اگه بشه