یه سری کتابها هستند که عنوانشون با محتواشون شباهت زیادی نداره و جالب اینجاست که عنوان باعث میشه مخاطبان خاصی اون کتابها رو انتخاب کنند و بخونند.یکی از این کتابها صد سال تنهایی مارکزه.چیزی که مخاطب انتظار داره ( البته مخاطبی که خودش ادبیات خوان نباشه ) اینه که این کتاب مستقیم به غم و اندوه تنهایی بپردازه و خوب نمیپردازه…
داستان سورئال و زیبایی داره،منو یاد نوشته هات توی وبلاگ قدیمی ات میندازه.همون قدر سورئال و جادویی مینوشتی
حافظه عجیبی دارید. البته من مزخرف زیاد مینوشتم
صدسال تنهایی واقعا ببخشید دهن آدم رو سرویس میکنه با اسم های عجیب غریبش
تنها چیزی که ازش یادمه همینه دی:
اسمهای تکراری و عجیب غریبش :/ به پای روسها نمیرسه البته
تیتر زدن هنر میخواد که بعضی ها ندارند.
سخته