خدا رو شکر صفحه گوشی همراه مطب بالا اومد وگرنه الان تمام فضای مجازی پر بود از دکتری که پاسخگو نبود. گوشیم باتریش خرابه گیرش افتادم حسابی .الان هم اصلا نمیتونم گوشی نو بگیرم.
یه ویدئوی باحالی داره دکتر گلاکومفلکن که توش درباره جملاتی که پزشکان از شنیدنش ترس دارنه. جملهای که میگه اون بیماری بود که دو هفته پیش اومد پیشت… واقعا حسش رو کاملا درک کردم. من هم هر وقت از کمیسیون باهام تماس میگیرن احساس میکنم یکی روکشتم خبر ندارم. بار الها شکرت که نرفتم قلب…
پ.ن:
ولی خیلی نامردیه که میگن اگر از کسی متنفری از بخشی از خودت در وجود اون فرد متنفری. بابا اینایی که من متنفرم ازشون خیلی بدن دیگه. :/
روان پزشکان با تشخیص هشیارانه خود به قانون کمک های بزرگی می کنند.زنی همسرش را ...
وروان پزشکان قرار بود به زندان او را عودت دهند بعد از تشخیص روان پزشکی.
واقعا چه اتفاقی در لحظه رخ داده بود؟
او خونسرد از حادثه سخن می گفت و من تاب شنیدنش را نداشتم.
میگفت با عشق ازدواج کردیم و دو فرزند هم داریم.مادرش به خونخواهی برخاسته ولی پدرش مرا بخشیده.
متاسفانه بله یکی از کارهای مهم ما همینه و بسیار ناخوشاینده
گلاکومفلکن خیلی خوبه :))
عاشقشم :)))
تا حالا که همچین تماسی با من گرفته نشده ولی دوره اینترنی که مثلا مریض با خلاصه پرونده میومد و مهر تو پاش بود، یعنی میمردم و زنده میشدم تا بره
واقعا منم نمیفهمم
بعضیا واقعا خیلی داغونن دیگه
این تماسها با روانپزشکا زیاده برای اظهار نظر قانونی و اینا . داغونیسم اصلا یه تشخیصه
خانوم دکتر، ماشاالله تابآوریتون زیاده.
پزشکی واقعا سخته.
ممنونم عزیزم تاب آوری من که خوب نیست جدا